موسیقی و صدا
ارسلان کامکار بعداز ۲۹ سال؛ در گزینش ارشاد رد شد
ارسلان کامکار بعداز ۲۹ سال فعالیت رسمی در ارکستر سمفونیک تهران؛ در گزینش وزارت ارشاد رد شد و ادامه فعالیت وی که قرار بود امسال بازنشست شود، هماکنون در هالهای از ابهام است.
چرا شجریان نباید سخنرانی کند؟
مگر آقای شجریان در مراسمی که به یاد و نام یکی از استوانههای تاریخ موسیقی ایران [استاد زنده یاد فرامرز پایور (یکشنبه، ۵ تیر-تالار وحدت)]برگزار میشد، قرار بود چه بگوید، جز نقل خاطراتی از آن مرد بزرگ و یادآوری منش اخلاقی ایشان در زیست و سلوک حرفهای و کاری؟ (یادداشتی از ابوالحسن مختاباد)
وبسایت تخصصی مکتب حسین علیزاده
حسین علیزاده: کلیهی اخبار مربوط به «مکتب علیزاده»، دورههای آموزشی و فعالیتهای هنری اینجانب، تنها از طریق همین سامانه به عنوان اولین و تنها سامانهی رسمی، اطلاعرسانی، برنامهریزی و مدیریت خواهد شد.
پرونده ای برای محمدرضا شجریان در روزنامه شرق
سه صفحه از شماره ۱۲۶۵ روزنامه شرق مورخ هیجده خرداد ۱۳۹۰، به استاد شجریان اختصاص دارد. یک گفتگوی مفصل با استاد. یک گزارش، و مقاله هایی از محمدرضا درویشی، رضا ژاله، علیرضا خورشیدفر ، تهمورس پورناظری و ابوالحسن مختاباد.
طنین ترانه ی “گل گلدون من” در تالار وحدت
کنسرت سیمین غانم جمعه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۹۰ ساعت ۱۶ در تالار وحدت به اجرا در خواهد آمد. بعضی از قطعاتی که در این کنسرت اجرا خواهد شد: مرد من، ماه پیشونی، گل گلدون، آسمان آبی، پرنده
قمر؛ یگانه بانوی آواز
فرهنگ متحجر و سنتی جامعه ایران درآن روزگار ظرفیت لازم را برای کارهای قمر نداشت درنتیجه کنسرتهای گراند هتل روبه تعطیلی میرود. حتی عدهای اوباش به تحریک سنت گرایان برای کشتن قمر اجیر می شوند وآنقدر گروههای فشار ،تبلیغات مسموم ایجاد میکنند که سرانجام قمر رابه کلانتری جلب میکنند وبه او تأکید میکنند که زین پس بی حجاب ظاهر نشود حتی از وی تعهد میگیرند که بدون مجوز صفحه ضبط نکند. پس ازاین ماجرا قمر به خواندن ادامه میدهد و هنگامی که وی برای نخستین بار در یکی ازشهرستانها به اجرای کنسرت میپردازد ،پس ازسه شب، فرماندار آن شهر کنسرت راممنوع اعلام کرده و آن را به تعطیلی میکشاند. اما با فشار مردم و به ویژه جوانان فرماندار از شهر بیرون رانده میشود و آواز پیروزمندانه قمر دوباره در فضای شهر طنین میافکند. آری بذر نوینی که این بانوی فرهیخته افشانده بود با غوغاسالاری و تعصب و تخطئه خشک نمیشد. این بود که پس ازمدت کوتاهی دیگر بار زنان در مجالس و کنسرتها، حتی درسالن سینما حضور یافتند وراه ورود آنا هرچه بیشتر به جامعه گشوده شد.(مقاله ای از خسرو صادقی بروجنی)
برخورد صمیمانه حسین علیزاده و محسن نامجو در یک کنسرت
شنیدم در یکی از کنسرت های تور آمریکا ی شما ، محسن نامجو آمده بود و اتفاقات جالبی افتاده که دوست دارم آن را از زبان شما بشنوم؟
حسین علیزاده:
بله . البته آن روز هم به جمعیت حاضر در سالن گفتم که من محسن نامجو گوش نمی کنم. ولی به هر حال کارش را شنیده بودم. در آن کنسرت ، اولین کسی که در ردیف اول نشسته بود و جلوی پای من بلند شد ، نامجو بود….نامجو با عشق و علاقه به کنسرت من آمده بود و یک گوشه نشسته بود. خیلی هم به من ابراز محبت و ارادت کرد. وقتی من قسمت اول رااجرا کردم خطاب به حاضرین گفتم که وقتی قسمت دوم کنسرت ما هم تمام شد ، ما از سالن بیرون می رویم ، اما شما آنقدر ما را تشویق کنید که دوباره روی سن بیاییم و آن وقت برایتان یک سورپرایز داریم!
این حرکت به صورت بداهه به ذهنم رسید. چون حضور نامجو حس خوبی به من داده بود . بعد از آن هم گفتم محسن نامجو در جمع ماست و از ایشان می خواهم که یک همکاری کوتاه با ما داشته باشند. اما در آن لحظه اصلا نمی دانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد. قسمت دوم تمام شد و همه ی مردم هم مشتاق بودند که ببینند قرار است چه کار کنیم. در پایان برنامه از نامجو خواستم که روی صحنه بیاید تا قطعه ای را با هم اجرا کنیم.
دوستان تعریف می کردند که وقتی از او دعوت کردم آنقدر احساساتی شد که شروع کرد به گریه کردن ، به طوری که هق هق می زد. اما هر کاری کردیم نامجو روی سن نیامد و حاضر نشد که کنار من و پژمان حدادی روی سن بنشیند. این هم از لطف و ادبش بود. رفتار نامجو از خیلی ها که ادعای اصالت می کنند ، اصیل تر بود و من به طور شخصی دوستش دارم. راجع به کار هم اصلا نظر من مهم نیست و کارش ربطی به ارزش گذاری من ندارد. نهایتا پایین سن یک صندلی گذاشتیم و ایشان آنجا نشست.
من ترکمن را نواختم و نامجو روی آن به صورت بداهه آواز ترکمنی خواند. خب می دانید ترکمن قطعه ای نیست که برای آواز نوشته شده باشد ، اما باید بگویم که الحق ترکمن را نامجو فهمید. وقتی شروع به خواندن کرد تحریر هایش کاملا ترکمن بود . مطمئنم که نامجو آن لحظه بوی خاک ترکمن را حس می کرد. در هر صورت شب بسیار جذاب و شیرینی شد. خب این احساس را با چه چیزی می توان عوض کرد؟ و من از خودم خیلی ممنونم که این کار را کردم!…..
از گفتگوی حسین علیزاده با حمیدرضا منبتی / ماه نامه ی ” تجربه / ش ۱
گوش کردن کاست مرتضی حنانه توسط آیت الله خمینی
گفتگو با صادق طباطبائی یکی از نزدیکان امام خمینی
هشتاد سالگی ترانه ی مرغ سحر
به زودی، ترانه ی مرغ سحر به هشتاد سالگی خواهد رسید و آن گاه نیز چون امروز، سِحرِ مرغ سحر، ما را به همدلی و همآوازی واخواهد داشت. ناله ی این مرغ بهاری را بهار خراسانی در یک خزان سیاسی شنید. ناله یی که گویی از پگاهی دور دست آغاز شده و همه ی شامهای پر ادبار را تا روزگار ما در نوردیده است. (یادداشتی از ناصرالدین پروین)
صد سالگی بنان؛ یاد یار مهربان
غلامحسین بنان نوری در اردیبهشتماه صد سال پیش، در خانوادهای که ریشه در خاندان قاجار داشت و علاقهمند به هنر و موسیقی بود، به دنیا آمد. وقتی آن زمان بنان ِ نوزاد با فریادی حضور خود را نوید داد، شاید کسی گمان نمیبرد که صد سال بعد قضاوت در مورد مهارتهای آوازی و ویژگیهای حنجرۀ او سینه به سینه نقل شود…
اپراهای عاشقانه جهان با صدای رشید وطن دوست
به کوشش و با صدای رشید وطن دوست؛ دو آلبوم از اپراهای معروف جهان به بازار می آید. تمامی قطعات موجود در این آلبوم ها، قطعات معروف از اپراهای عاشقانه معروف جهان است که با نوازندگی پیانوی رامین جمال پور همراه است.